هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
381
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
ماند ، سپس بر شترش سوار شد و رفت تا به مزدلفه رسيد . در آنجا نماز مغرب و عشا را با اذان و دو اقامه بجا آورد و ميان آن دو نماز فاصله نينداخت و شب را در آنجا ماند . چون بامداد شد پيش از برآمدن خورشيد از آنجا بيرون شد . چون از آن وادى گذشت فرود آمد و جمرهء عقبى را رمى نمود و قربانى را سر بريد . ( 1 ) در سيرهء حلبيه آمده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « همهء منى ، قربانگاه است » . آنگاه به دست خود شصت و سه قربانى را سر بريد ، و على ( ع ) نيز بدست خود سى و هفت قربانى را سر بريد تا صد قربانى كامل شد . آنگاه رسول خدا فرمود تا گوشت آنها را ميان مردم تقسيم نمودند ، و فرمود از هر قربانى پاره گوشتى برگيرند . سپس آنها را پخت و خود و همراهانش از آن خوردند . و سر خود را تراشيد . چون از اعمال آن روز آسوده گشت با مسلمانان به مكه رفت و خانه را طواف نمود ، و گفتهاند نماز ظهر را در آنجا بجاى آورد . سپس به زمزم كه فرزندان عبد المطلب از آن آب بر مىداشتند آمد . دلوى برداشت ، قدرى از آن نوشيد و باقى را بر خود ريخت . ( 2 ) در بيشتر نوشتههاى مربوط به سيره آمده كه پيامبر در روز قربانى بگونهاى جامع براى مردم سخن گفت . پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : « نعوذ باللّه من شرور انفسنا و سيّئات اعمالنا من يهد اللّه فلا مضلّ له و من يضلل فلا هادى له و اشهد ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و انّ محمّدا عبده و رسوله اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه و طاعته » . ( به خدا پناه مىبريم از گزندهاى نفسمان و بديهاى كارهامان ، هر كه را خدا راه بنمايد گمراه كنندهاى برايش نيست و هر كه را گمراه سازد راهنمائى برايش نيست . گواهى مىدهم كه خدائى جز الله نيست ، يگانهاى كه انباز ندارد ، و محمد بنده و فرستادهء اوست . اى بندگان خدا من شما را به پروا از خدا و فرمانبردارى از او سفارش مىكنم . ) « امّا بعد ايّها النّاس اسمعوا منّى ما ابيّن لكم فانّى لا ادرى لعلّى لا القاكم بعد عامى هذا فى موقفى هذا ، انّ دمائكم و اموالكم عليكم حرام الى ان تلقوا